کابوس غیر تکراری

خرید بک لینک
امروز دوساعتی بعد امتحانم تا تمرین اجرامون وقت داشتم .

چون دیشب نخوابیده بودم انقدر خسته بودم که تا دراز کشیدم خوابم برد

اما خب کاش نمی خوابیدم

یه ربع دیر رسیدم به تمرین بچه ها

اونم منی که همیشه آن تایم بودم و اگه یکیشون یکم دیر تر میومد دعواش میکردم

تازه راحتم نتونستم بخوابم

کابوسم اونقدر سنگین و دردناک بودم برام که هنوزم شوکم

تو خواب گریه می کردم اصلا

وقتی نیلا از صدای هق هقم بیدارم کرد بالشتم خیس خیس بود

ولی برام یه چیز جالبی وجود داشت

اونم اینکه دیگه کابوسای تکراریمو ندیدم

این کابوس با همه سهمگین بودنش برام یه موفقیته

اینکه حداقل یه تنوعی ایجاد شده توش

امیدورام دیگه نبینمش

کابوس من با بیدار شدنم تموم شد ولی تاثیر بدشو روم گذاشت

بچه هاعم فهمیدن منی که همیشه عاشق کارمم امروز عجیب غریب شدم

ولی با همه دپ بودنم یه ربع بچه ها رو از اون ور نگه داشتم

والا اجرا دارن مسخره بازی نیس که

الان هنوز که هنوزه

بهش فکر می کنم

دستام می لرزه و عصبی میشم و گریم می گیره

من سخت درگیر این تنش هام

کاش دست از سرم بردارن.....

دنیای خیالی .......

ما را در سایت دنیای خیالی .... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 78 تاريخ: شنبه 6 بهمن 1397 ساعت: 21:52

صفحه بندی